عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

52

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ايشان ، هر چند كه هم نامى هست هم‌سانى نيست ، كه هيچ خدا جز ازو نيست تا هم سانى ميان ايشان باشد . لا إِلهَ إِلَّا هُوَ در پيش داشت تا اين معنى را تنبيه كند . الْعَزِيزُ - عزيز در اصل - شديد - است و عزّت شدّت است و غلبه . پارسى عزت - زور - است - عرب گويد عز على اى شقّ علي . عزيز عليه ما عنتّم اى شديد شاق . و - عزني فى الخطاب - اى غلبنى و شادنى - يعزّ علىّ فراقى لكم * و ان كان سهلا عليكم يسيرا و اصل حكيم زيركست ؛ و حكمت به است از علم ، حكمت ناميست علم محكم درواخ « 1 » را كه اختلاف نپذيرد و بران تهمت نبود و در آن گمان نياميزد . إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ . الاية . . . كسايى خوانده است تنها - إِنَّ الدِّينَ - بنصب الف معطوف در آن كه شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ ، و إِنَّ الدِّينَ - و كسانى آن از كس نشنيده است و بر كس نخوانده ، جز زان كه قرائت ابن عباس است . معنى آنست كه دين معروف كه آن را ملّت و كيش خوانند . آن نزديك خدا اسلام است ، و اگر تفصيل آن خواهى كه بدانى ، قول و عمل و نيت است ، و اگر روشن‌تر و گشاده‌تر خواهى پنج چيز است : - يكى قرآن و حكم آن ، ديگر رسول و سنت وى ، سديگر اجماع علماء اهل سنت ، چهارم آثار پيشينيان ، پنجم قياس سمعى . اين همان دينست كه رب العالمين گفت وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً . و بعضى مفسران گفته‌اند كه اين جواب مشركان است ، كه هر كسى ازيشان به آنچه داشت از ملت و كيش فخر مىآورد ، و ميگفت لا دين الا ديننا و هو دين اللَّه . پس ربّ العالمين ايشان را دروغ زن كرد به اين آيت و گفت : نه چنان است كه ايشان مىگويند ، انّ الدين عند اللَّه السلام الذى جاء به محمد ص . و دين را چند معنى است : فرمان دارى ، و ولايت‌دارى ، و پاداش ، و شمار ، و عادت - و اين همه در دين ملت داخل‌اند .

--> ( 1 ) - درواخ : در اينجا بمعنى يقين و درست و تحقيق كه نقيض گمان باشد . برهان قاطع ، طهران ، 842